پیوسته عشق بی خبر از راه میرسد...

خرید بک لینک


۷ صبح بود ، اوایل دی ماه برف های ریز آروم روی شیشه ی گرم ماشین آب میشدند
راننده اسنپ خوابالو بود ، بر عکس من که صبحانه نخورده حجم زیاد استرسم رو پشت تند تند جویدن آدامس اکالیپتوس پنهان کرده بودم
توی آینه بغل ماشین نگاه نصفه و نیمه ای به خودم انداختم ، فکر کردم حق دارد انقدر دوستم داشته باشد ، به نظر خودم دختر قشنگی بودم اونوقت صبح
رسیدم ... تو یکی از کوچه های خیابان انقلاب بود توی پله ها داشتم تمرین میکردم چطور سلام کنم ؟ بی تفاوت ؟ شاد و پر انرژی؟ لوندانه ؟ یا فقط یک نگاه کافیه؟
آپارتمانش شبیه زندگیِ بی نظیر بوهمیان بود ، همان حال و هوایی که من شیفته اش بودم ، نورهای قرمز که با گرگ و میش روز برفی بیشتر به چشم می آمدند ، سفال های دست ساز توی گودی دیوار که رنگش زرد اخرایی بود
دیوارهای سرمه ای و صفحه گرامافون بزرگ که یک صفحه قدیمی آمریکایی روی آن پخش میشد و انبوه صفحات قدیمی که کنار گلدان های بزرگ گیاه روی هم چیده شده بودند
صبحانه خوردی ؟
آرام و خوابالود پرسید
گفتم نه وقت نشد خواستم با تو بخورم
چقدر فرق داشتم ، این منم ؟ مطیع و کم حرف ! منعطف و تابع !
یک کروسان کره ای با یک لیوان قهوه برایم روی میز گذاشت ، لبخند زدم ، از کجا خبر داشت من عاشق کروسانم ؟
صفحه روی دستگاه همچنان میخواند
برف قطع نشده بود و تازه داشت شروع به نشستن میکرد ، ساکت بود من هم محو صندوق چوبی خیلی بزرگ گوشه اتاق بودم
قوطی آبجو شب قبل هنوز روی کانتر آشپزخانه بود
اینجا چکار میکردم ؟ صبح به این زودی اینجا کنار کسی که یک ماه از شناختنش نمیگذرد چکار میکردم؟
کنار گرامافون پر از مجسمه های بتنی دست ساز خودش بود ، بدن های برهنه و نصف و نیمه که روی پایه های چوبی بودند
کروسان رو برام تکه تکه کرد و یک تکه پر از شکلاتش رو بهم داد
اگر خوابت میاد میتونی روی تخت من بخوابی
با شیطنت گفت ، شیطنتی که به عمد پنهان میشد
لبخند زدم ، دودل و بی رمق
گفتم نه باید زود برگردم
خشکش زد ، ناراحت شد انگار که قطع امید کرد
کتم را پوشیدم ، صدای موسیقی قطع شده بود
گونه ش رو لمس کردم و گفتم ببخش ...
چشمهاش مهربان بود هنوز
پله ها رو دوتا یکی کردم و پریدم بیرون ... زیر برف ...
دوست داشتنِ آدم های قدیمی همیشه بد جا یقه ات میکند ، وقتی داری میخندی و پیام های شبانه میدهی خبری ازش نیست ، سر بزنگاه دست میگذارد روی شانه ات و میگوید هی رفیق این قلب هنوز مال همان همیشگیست

آدم ها دنباله دارند...

ما را در سایت آدم ها دنباله دارند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:00

صفحه بندی