اون لحظه ای که خوابیدم تو ماشینت ، کاپشنت زیر سرمِ ، عطرت پیچیده تو دماغم ، داری رانندگی میکنی و یه دستمو گرفتی تو دستات ، چشمام بسته س ولی صدای خوردن بارون با صدای موزیکِ تو ماشین قاطی شده و از پیچ زدنای ماشین میفهمم هنوز داریم تو خیابونا میچرخیم ... کاش امشب تو همین لحظه دنیا تموم میشد ...آخ که چه پایانِ خوبی بود
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت توسط مریم بهزادی|
ما را در سایت آدم ها دنباله دارند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82